تبليغاتX
سکوت من با آمدن تــــــــــوشکستـه میشود

سکوت من با آمدن تــــــــــوشکستـه میشود

انتظار

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید

مرحوم آغاسی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 20:36  توسط قطره اشک  | 

نامه های عاشقانه

مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین.

مهدویت، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای  آدم.

مهدویت، یعنی افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند.

مهدویت، یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین.

مهدویت، یعنی پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی.

مهدویت، یعنی بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان.

مهدویت، یعنی سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره.

مهدویت، یعنی راه رفتن برای رسیدن.

مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری.

مهدویت، یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی.

مهدویت، یعنی جامه زیبای عدالت اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام.

مهدویت، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه بر بلندای قله اسلام.

مهدویت، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلای آخر الزمان.

مهدویت، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی انسانها.

مهدویت، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری.

مهدویت، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ.

مهدویت یعنی، استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین.

مهدویت یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها.

و بالاخره ...

مهدویت، یعنی:

کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد یافت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 20:44  توسط قطره اشک  | 

ماجراي شب هجران

درشب هجرتوشرمنده احسانم كرد   ديده ازبس گهراشك بدامانم كرد

ماجراي هجران تو گفتم باشمع       آنقدرسوخت كه از گفته پشيمانم كرد

شمه اي شرح فراق توبه بلبل گفتم   آن سبك حوصله رسواي گلستانم كرد

آتش عشق درسينه نگفتن تاكي       همه شب ازغم هجرتونخفتن تا كي

طعنه زاغيارتواي يارشنفتن تاكي   روي نا ديده واوصاف تو گفتن تا كي

  000 9

اقامتگاه امام زمان «عليه السلام»

 

اين طورنيست كه حضرت بقية الله اروحنا فداه جايگاه ومحل سكونت خاصي رااختياركرده باشندودائماآنجابه سرببرند بلكه طبق مباني مذهبي آن حضرت مانند سايرافرادجامعه درميان همين مجامع بشري وبرروي همين كره خاكي سيروسفرمي كنند وهمانند ديگرانسانها زندگي طبيعي وعادي دارند،بدون اينكه كسي حضرتش را بشناسد ومعرفت حضوري پيدا كند.

لذا ازروايات وارده همين مطلب استفاده مي شودكه آن حضرت در همين كره خاكي هستند و به صورت اجمال اقامتگاه و مكانهاي متعددي براي حضرتش ذكرشده مثل اينكه بعضي ازروايات مي فرمايند در«مدينه» هستندچنانكه حضرت امام جعفرصادق(ع) بعد ازسخن ازسخن كبري مي فرمايند:نعم المنزل طيبة.

يعني چه جايگاه خوبي است مدينه.

وهنگامي كه از امام حسن عسكري (ع) مي پرسند:اگر حادثه اي براي شما روي داد سراغ فرزند بزرگوارشما را كجا بگيريم؟

مي فرمايند: در مدينه.

ويا كوه« رضوي وذي طوي» كه دراطراف مكه و مدينه مي باشد و دردعاي ندبه نيز از آن دو مكان نام برده شده است.ويا در«جابلقا وجابلسا» كه تمامي اهل آن دو شهر ازياران حضرت ولي عصر (ع)هستند،‌مي باشند. چنانكه عبدالاعلي مولي آل سام مي گويد:

با حضرت امام جعفر صادق (ع) به طرف ناحيه روحاون رفتيم و هنگامي كه در آنجا فرود آمديم،آن حضرت به كوهي كه مشرف بر آن ناحيه است نگاه كرد و به من فرمود:

تري هذاالجبل؟هذاجبل يدعي رضوي من جبال فارس.

يعني اين كوه را مي بيني؟ اين كوهي است كه آن را رضوي مي گويند و از نوع كوههاي فارس است.خداوند ما را دوست داشته كه آن رابه جانب ما نقل داده است،در اين كوه هر نوع درخت خوراكي وجودداردومحل آن شخص غائب است كه دو بار غائب مي شود‌،محل امن وخوبي است.

و همچنين در مورد«ذي طوي» ازاسماعيل بن جابرنقل شده است كه مي گويد حضرت امام باقر(ع) فرمود:

براي صاحب اين امر(حضرت بقية الله) در بعضي از شعبه ها غيبتي است (اشاره به جانب «ذي طوي» فرمود) تا موقعي كه زمان فرجش فرا رسد،شخصي از دوستان كه در خدمت اوست مي آيد و بعضي از يارانش را مي بيند به آن ها مي گويد شما در اينجا چند نفر هستيد ؟ مي گويند حدود چهل مرد مي گويد چه حالي پيدا خواهيد كرد اگر صاحبتان را ببينيد؟مي گويند قسم به خداوند اگر او خواسته باشد ما را در اين كوه ها ببرد البته كه ما در خدمتش هستيم و اطا عتش مي كنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 10:46  توسط قطره اشک  | 

صاحب الزمان (عج)

ولا د ت

 
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( عج ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بود پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( عج ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی   ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی   قرار داد اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای   شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم (ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( عج ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی

از پشت شيشه های انتظار تورا آه می کشم , يا صاحب الزمان ادركني.
شيعيان خاص ، مهدی ( عج ) را مشاهده کردند

 
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( عج) مي رسيدند   از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد   آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امراو را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختی مي باشد باری ، حضرت مهدی ( عج ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری   در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد


ضرورت غيبت آخرين امام

 
بيرون آمدن حضرت مهدی ( عج ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای   حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن " خليفه خدا درزمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی   ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای   اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم :" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت راکه همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وی ( به عقيده شيعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقيقتی است زنده که هرگز نظ ر علمی نمي تواند او ر ا از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی  ، برای هميشه ، باقی و پا برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 16:22  توسط قطره اشک  |